هيئت نظارت بر مطبوعات ايران به روزنامه شرق يک ماه مهلت داد تا مدير مسئول خود را تغيير دهد. هيئت نظارت اعلام کرده که پس از سه بار بررسی پرونده روزنامه شرق و هفتاد بار اخطار و تذکر به اين نشريه به اين نتيجه رسيده است که مدير مسئول روزنامه شرق بايد تغيير کند و فردی جانشين او شود که دقت بيشتری در انتشار مطالب داشته باشد.از عمر روزنامه شرق که نشريه ای نزديک به اصلاح طلبان ميانه رو و حزب کارگزاران سازندگی به شمار می رود سه سال می ! گذرد و در اين مدت مديرمسئول و صاحب امتياز آن مهدی رحمانيان بوده است.آقای رحمانيان طی سالهای 1381 تا 1382 خورشيدی معاون سياسی و امنيتی استان گلستان در شمال ايران بوده است.
بی بی سی
نوشته شده توسط مرجان اردشیرزاده در دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385 ساعت 11:46 موضوع | لینک ثابت
واعظ انقلابي، در منبري از حاضران پرسيد، به نظر آنها كشور بيشتر به چه چيز نيازمند است.هر كسي چيزي گفت؛ اتحاد، وطندوستي و ... سيد پذيرفت كه همه اينها لازم است ولي افزود كه بيش از پيش از هر چيز به "قانون" نياز است.
واعظ آنگاه به شيوهاي كه ملاها در مكتبخانه، الفبا را به كودكان ميآموختند، شروع كرد به هجي كردن حروف آن؛ اول يكييكي، بعد دوتا دوتا- قاف، الف، قا ... و از حاضران خواست كه با او تكرار كنند. سپس خطابهاي ايراد كرد كه از عميقترين مديحههايي است كه در تاريخ انقلاب مشروطه در ستايش <قانون> سروده شده است.
"ايها الناس! هيچ چيز مملكت شما را آباد نميكند مگر متابعت قانون، مگر ملاحظه قانون، مگر حفظ قانون، مگر احترام قانون، مگر اجراي قانون و باز هم قانون و ايضا قانون. اطفال بايد از طفوليت در مكاتب و مدارس قانون بخوانند و بدانند كه هيچ معصيتي در شريعت و دين بالاتر از مخالفت با قانون نيست... آقا جانم! قانون، قانون؛ بچهها بايد بفهمند، زنها بايد بفهمند كه حاكم، قانون است و بس و هيچكس در مملكت حكمش مجري نيست مگر قانون. مجلس شوراي ملي يعني حافظ قانون... قوه مقننه يعني مجلس كه قانون وضع ميكند، وزير يعني مجري قانون، سلطان يعني رئيس قوه مجريه قانون، سرباز يعني حافظ قانون، پليس يعني حافظ قانون، عدالت يعني قانون، ثروت يعني اجراي قانون، استقلال سلطنت يعني احكام قانون و خلاصه آنكه آبادي مملكت، شيرازهبندي ملت و قوميت هر مليت منوط است به اجراي قانون ..."
يكصد سال از سخنان سيدجمالالدين اصفهاني، واعظ انقلابي سرشناس و از متفكران نهضت مشروطه ميگذرد. يك قرن از مجاهدتهاي آزاديخواهان براي حاكميت قانون، نفي سلطه فردي و حكومت استبدادي ميگذرد، اما گاه به وضوح ميبيني كه گويا بايد از همان جا آغازي؛ از عدالتخانه؛ از قانون ...
قانون اساسي، ميثاق ملي است، ميثاقي ميان ملت و حكومت. نگاهي گذرا به تاكيدات و تصريحات برخي اصول قانون اساسي به ويژه فصل سوم (حقوق ملت) و برخي اصول ديگر(مانند اصول سوم و 168) و فاصله محسوس واقعيتهاي موجود و رفتار ساخت قدرت با شهروندان، دردناك و تاسفبار مينمايد. حقوق متهمان، حقوق بازداشتشدگان، حقوق زندانيان، حقوق روزنامهنگاران، فعالان سياسي، دگرانديشان، حقوق انجمنهاي غيردولتي و احزاب و جمعيتهاي سياسي و صنفي و ... حقوق اساسي شهروندان، حقوق مدني شهرونداني كه ايرانياند و به تصريح قانون اساسي، حكومت مكلف به اداي وظيفه و انجام تكاليف محوله در قبال آنان است اما ...
اما زنداني در زندان به تلخي جان ميبازد؛ متهم بيحضور هياتمنصفه و وكيل محاكمه ميشود؛ تجمع انتقادي- اعتراضي تحمل نميشود؛ روزنامه براي سالها، <توقيف موقت> ميشود؛ حزب حزب رسمي و قانون بي<ارگان> و نشريه ميماند؛ نامزدهاي مجلس و رياستجمهوري گروهگروه بيهيچ توضيحي و شاهدي <ردصلاحيت ميشوند>، لوايح و طرحها، خلاف روح و جوهر و تصريح قانون اساسي، تاليف ومصوب ميشود (براي نمونه لايحه انتخابات رياستجمهوري و شرايط جديد نامزدها)؛ آموزش و پرورش رايگان يك آرزو و خيال ميشود و ...
يك قرن است كه شهروند ايران زمين با فروتني حق خود را- بر مبناي قانون مبتني بر ميثاق ملي- از حكومت طلب ميكند؛ يك قرن است كه آزاديخواهان در پي قانونمند كردن مناسبات دولت- ملت ميروند و ميكوشند ... و وقتي حكومتي خود به تكاليف و وظايف خويش در قبال شهروندانش عمل نميكند، چه جاي شكايت از <رعيت>؟! جالب آنكه در تمام اين سالها، در تمام اين يكصد سال، روشنفكران و صاحبنظران ايرانزمين، پيوسته بر مرزبندي مطالبات قانوني خود با هرج و مرج و خودسري خلق، تاكيد كردهاند.
براي حسن ختام به شاهدي ديگر از همان هنگام (مقطع نهضت مشروطه) توجه كنيد: محمداسماعيل غرويمحلاتي از مجتهدان نجف در مقالهاي كه آخوند خراساني و شيخ عبدا... مازندراني آن را تاييد و امضا ميكنند، مينويسد: "مراد از حريت در ممالك مشروطه نه خودسري مطلق و رهايي نوع خلق است در هر چه بخواهند ولو كه از احوال و اغراض و نفوس مردم باشد بلكه مراد ازحريت، آزادي عامه خلق است در هر گونه تحكم و بيحسابي و زورگويي كه هيچ شخص باقوتي كه پادشاه باشد نتواند به سبب قوه خود بر هيچ ضعيفي ولو كه اضعف عباد بوده باشد، تحكمي كند و يك امر بيحسابي را بر او تحميل كند، مگر كه از روي قانوني باشد كه در مملكت جاري و معمول است و همه مردم- از شاه و گدا- در تحت رقيت آن قانون عليطريق التسويه داخلند و حريت به اين معني از مستقلات عقليه و از ضروريات مذهب اسلام است."
يك قرن از انقلاب مشروطه ميگذرد، صد سال از صدور فرمان مشروطيت سپري ميشود؛ آزادي، قانون و عدالتخانه همچنان واژههاي مقدس و رويايي كوشندگان آزادي و آبادي وطناند.
كاش حكومت به عهدي كه با شهروندان دارد، متكي بر روح و تاكيد قانون اساسي، وفادار بماند و متعهد؛چه جانها كه براي حاكميت قانون و تضمين آزاديها و حقوق ملت در اين سرزمين فدا شده است. حرمتشان واجب نيست؟
بديهي است كه افكار عمومي بهترين قاضي و داور در مورد نحوه رعايت قانون و سوءاستفاده و به بازي گرفتن قانون است. مردم نيك تفاوت تكريم قانون و اداي حقوق قانوني را با <بازيهاي به ظاهر قانوني> و <قانون بازي> تشخيص ميدهند. حكومتكنندگان از ياد نبرند كه اين خلق، يكصد سال تجربه مجاهدت براي حاكميت قانون را در كولهبار خود دارد.
منبع: روزنامه اعتماد ملي (مرتضي كاظميان )
نوشته شده توسط مرجان اردشیرزاده در پنجشنبه نوزدهم مرداد 1385 ساعت 19:15 موضوع | لینک ثابت
افراد چگونه هويت جنسيتي خود را براي ديگران آشكار مي كنند و اين هويت چگونه در تبليغات به كار گرفته مي شود؟ گافمن در قالب رويكرد «تحليل چارچوب» به اين مسأله نظر مي افكند كه چگونه چارچوب ها كه كنش متقابل را سامان مي دهند، معناي جنسيت را توليد مي كنند. با توجه به اين رويكرد و مقاله نويسنده در مقاله حاضر نقطه كانوني بحث نظري گافمن در تبليغات جنسيتي را مفهوم «نمايش» جنسيت مي داند كه در موقعيت هاي اجتماعي به اجرا در مي آيند. نويسنده در اينجا سعي دارد نظر گافمن درباره ارتباط «نمايش» با مفهوم «مناسكي شدن» را نشان دهد كه به دو بخش متقارن و نامتقارن تقسيم مي شوند و سپس اين تقسيم بندي سايه خود را بر تمامي بحث هاي ديگر وي كه مهمترين آن رابطه والد و كودك است، مي اندازد.
رويكرد «بر ساخت گرايي اجتماعي» اروينگ گافمن به مقوله جنسيت بازنمايي آن در رسانه هاي بصري، يكي از جذابترين، پيچيده ترين و منحصربه فردترين چشم اندازهاي مربوط به مطالعات جنسيتي است. گافمن در كتاب «تبليغات جنسيتي» (۱۹۷۹)، اين مسأله را پيگيري مي كند كه افراد چگونه هويت جنسيتي شان را براي ديگران آشكار مي كنند و چگونه اين هويت جنسيتي در تبليغات به كار گرفته مي شود. از نظر او«جنسيت به صورت تصويري به اشكال مختلف در گستره تبليغات رسانه اي برساخته مي شود.»
گافمن در قالب رويكرد «تحليل چارچوب» به اين مسأله نظر مي افكند كه «چگونه چارچوب هايي كه كنش متقابل را سامان مي دهند معناي جنسيت را توليد مي كنند؟» و «استدلال مي كند كه سامان كنش متقابل به جاي مهيا كردن بستري براي بيان تفاوت هاي طبيعي، تفاوت هاي ميان دو جنس را به وجود مي آورد.» به طور خلاصه استدلال گافمن اين است كه تفاوت در رفتار و اعمال زنان و مردان براساس تفاوت هاي بيولوژيك بنيادي ميان آنها به وجود نمي آيد، بلكه «بسياري از اعمال اجتماعي كه مكرراً به عنوان پيامد طبيعي تفاوت هاي ميان دو جنس ارائه و تلقي مي شود، عملاً ابزاري هستند كه آن تفاوتها را محترم شمرده و توليد مي كنند.»
گافمن بر خلاف غالب رويكردهاي نظري و پژوهشي، الگو هاي نابرابري جنسيتي را به طور مستقيم به دستيابي ناهمسان به پاداش هاي اجتماعي مربوط نمي سازد، بلكه بيشتر براساس فرضيه هاي تحليلي از چارچوب، در مورد كنش هاي متقابل دو جنس توضيح مي دهد.
همشهر ی مهدی سلطانی
نوشته شده توسط مرجان اردشیرزاده در یکشنبه پانزدهم مرداد 1385 ساعت 13:42 موضوع | لینک ثابت
جنگ نابرابر حزب الله- اسراییل، در حالی وارد چهارمین هفته خود می شود که قربانیان حقیقی این جنگ – شاید مانند همه جنگ ها- در غوغای پیرامون آن فراموش شده و می شوند.
از عروس خاور میانه، جز بدنی مجروح و ساختاری ویران چیزی نمانده است و آوارهای فروریخته بر سر عروسک ها و صاحبان بی جانشان نیز اما، تنها به کار رسانه هایی می آید که مایلند حق و باطل های آرمانی و ذهنی خود را در میان این تصویرها جستجو و بر مخاطبان شان تحمل کنند که اگر جز این بود همان ها که به ظاهر از آتش بس دفاع می کنند برای یکی از اطراف جنگ، سوت و کف نمی زدند.
رسانه های اسراییل و هواداران آن، مسوولیت همه کشته ها و ویرانه ها را بر عهده حزب الله می دانند و مي گويند که پس از سال ها آرامش میان اسراییل و لبنان، عملیات گروگانگیری سربازانشان توسط حزب الله را آغاز جنگ علیه خود تلقی کرده اند و تا تأمین امنیت اسراییل، حاضر به آتش بس نیستند.رسانه های حزب الله و هواداران آن [اعم از جریانات پان عربیسم تا جریان های ایدئولوژیک] نیز بر حجم علمیات حزب الله و موشک باران شهرهای اسراییل تأکید می کنند و آن را شکستن هیبت اسراییل می نامند و به اینکه در میان 250 میلیون عرب، گروهی برخاسته که انتقام تاریخی مسلمانان از صهیونیست ها را بگیرد افتخار می کنند.
پیداست که همگان، آتش بس را نه به اندازه "رسیده به صلح" که به اندازه تثبیت پیروزی های طرف مرود علاقه خود دنبال می کنند و در این میان "حقوق بشر" و "کرامت انسان" تنها زینت بیانیه ها و صفحه تلویزیون هاست.به نظر می رسد نگاه به این جنگ و پیامدهای آن از موضع حقوق بشر دوستانه [و نه از منظر سیاسی و ایدئولوژیک] منصفانه ترین و عادلانه ترین نگاه باشد.فراموش نکنیم که اسراییل با انتقام جنون آمیز خود، ثابت کرد که در صورت تهدید منافعش به هیچ یک از یافته های نظری و عملی حقوق بشر ملتزم نیست. حال آن که درست در منازعه قدرت ها یا کلمه هاست که ترازوی حقوق بشر به کار می آید وگرنه در روزگار صلح یا سکوت چه جای ترازو یا محک است؟
از سوی دیگر، حزب الله نیز ثابت کرد که حق با اکثریت پارلمان و دولت و اکثریت احزاب لبنان بود. همان ها که سال ها و ماه ها به دنبال این بودند که سلاح حزب الله در ارتش لبنان ادغام شود تا با اراده و اجازه دولت لبنان، تنها در خدمت مصالح و منافع این کشور به کار گرفته شود و این حزب نیز از یک میلیشایی مستقل و مسلح به یک حزب توانمند سیاسی تبدیل گردد.
... می گویند این آخرین هفته جنگ است، خدا کند چنین باشد... لبنان را شاید تا 10 سال دیگر بتوان دوباره ساخت. اما خاطره آدم ها و آدمک های زیر آوارمانده را هرگز...
تردید ندارم که این جنگ، هر روز، هر جا و به هر شکلی تمام شود برنده نخواهد داشت؛ حتی اگر رسانه ها و دولت ها یکی را پیروز بخوانند و برایش کف بزنند.
روزانلاین
نوشته شده توسط مرجان اردشیرزاده در پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385 ساعت 18:46 موضوع | لینک ثابت
|
مقامات جمهوری اسلامی تاييد کرده اند که اکبر محمدی، دانشجوی ايرانی که در ارتباط با تظاهرات دانشجويی سال 1378 (1999) دستگير شده بود، در زندان اوين تهران در گذشته اما در مورد علل مرگ وی جزيياتی را انتشار نداده اند.خبرگزاری دانشجويان ايران - ايسنا - روز دوشنبه، 31 ژوئيه، به نقل از سهراب سليمانی، مديرکل زندان های استان تهران، گزارش کرد که اکبر محمدی در ساعات شب يکشنبه در زندان در گذشت و جسد وی ساعت 12 شب به پزشکی قانونی تحويل شد.پيشتر برخی من! ابع دانشجويی گزارش کرده بودند که اکبر محمدی دست به اعتصاب غذا زده است.مديرکل زندان های استان تهران گفته است که اکبر محمدی در بهداری زندان اوين بستری و وضعيت جسمانی وی خوب بود اما به درخواست خود و تشخيص پزشک بهداری از بهداری ترخيص و به بند زندان منتقل شد.
بی بی سی |
نوشته شده توسط مرجان اردشیرزاده در سه شنبه دهم مرداد 1385 ساعت 10:9 موضوع | لینک ثابت
یکشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۵ ساعت ۱۰ صبح
زنی فریاد زد: نبریدش ..مردم اجازه ندهید ببرنش اون نایب امام زمان است . و باگفتن این حرف سیل جمعیت به گریه افتاد وهمه یکصدا فریاد زدند : یا حسین
این جمعیت که یکصدا با خشم و بغض همدل شده بودند همه مرید ایت ا.. بروجردی بودند دستها را به هم حلقه زدند و او را در میان آغوش خود گرفتند . سردار طلایی تلاش زیادی کرد تا جمعیت را متفرق کند اما جایی که زنان و مردانبا هم همنوا شوند کاری نمی توان کرد . چند با ایت ا.. بروجردی و همراهانش مانند موج به کوچه و خیابان حرکت کردند این موج مانند جزر و مد دریا میان مردم و نیروی انتظامی جریان داشت و در نهایت این نیروی انتظامی بود که اعلام کرد مردم به خانه هایتان بروید حاج اقا به منزل می روند و من ( طلایی) امنیت او را تظمین می کنم اما مردم انگار تا از نزدیک و به چشم خود نبینند باورشان نمی شود که انها دست از سر ایت ا.. برداشته اند .
کسی گفت ما به اینها اطمینان نداریم امروز صبح توی خواب ریختند و به از طریق خانه همسایه مثل دزدها به خانه حاج اقا حجوم بردند می خواهند سر مار ا شیره بمالند .ما نمی گذاریم. ایت ا... اندکی سخنرانی می کند که البته نمی توان دقیقا صدایش را شنید . می گویند او گفته : الان به زندان بروم بهتر است که شبانه بر سر زن و بچه هایم بریزند...
ولی کسی اطلاع درستی ندارد .انگار از سخنرانی چند روز پیش او بهانه گرفته اند البته بارها ایشان را دستگیر و زندانی کرده اند اما هر بار بر ضعف جسمی او افزوده اند و بیمار تر از پیش باز گشته مریدان او نیز از همین می ترسند . جمعیت همه با هم حرکت می کند مثل موج او را همچنان در اغوش دارند.
حرف و حدیث زیاد است طلایی ادعا می کند که با تجمع شما مردم کار دشوارتر می شود و هم حال حاج اقا بدتر میشود و هم برخی سوی استفاده میکنند . البته چند نفر هم زخمی شدند ولی جراحتشان خیلی عمیق نبود .
در نهایت با مقاومت مردم ایت ا... بروجردی را که حتی تا درون ماشین پلیس رفته بیرون اورده و به منزل خود می برند . انگار خسته نمی شوند خورشید حسابی نورش را بر جمعیت می تاباند تا میزان حوصله و مقاومت انان را بسنجد.
او به خانه خودش برده می شود و مردم کم کم متفرق می شوند ولی همه گوش به زنگ هستند تا نکند شبی نصفه شبی او را با خود ببرند او که به قول یکی از اقایان همسایه اش گوهری است که خداوند برایمان به ودیعه گذاشته و ما نمی دانیم چه نوری در کنار خود دارم .
من شناخت زیادی از او ندارم . چهره اش و کلامش و طرز زندگی اش برایم تشریح می کنند کسی به یاد امام علی و تنهایی اش می افتد و فرزند امام سجاد را به مانند جدش می داند فریاد می زند : مردم مثل اهالی کوفه بی وفا و بی تفاوت نمانید....
خبرگزاری ها وبلاگها و... حداقل ان معروفترین هایشان چیزی در این باره ننوشته اند از صدا و سیما که اصلا انتظار ندارم ..شاید به نظرشان زیاد مهم نبوده ....اگر من بر حسب اتفاق از انجا گذر نمی کردم و سرو صدا و جمعیت کنجکاوی ام را برنمی انگیخت شاید اصلا از این واقعه مطلع نی شدم.( عکس هایش را دارم البته از موبایل گرفته ام و به محض تبدیل انها را در وبلاگ می گذارم )
نوشته شده توسط مرجان اردشیرزاده در یکشنبه هشتم مرداد 1385 ساعت 14:0 موضوع | لینک ثابت
اي مزارع گسترده كه در سپيدي سحر غوطه وريد، من شما را بسي ديده ام ؛ اي درياچه هاي آبي ، من در موج هاي شما غوطه خورده ام . هر نوازش نسيم خندان ، مرا به تبسم واداشته ؛ من از بازگو كردن آن براي تو خسته نمي شوم . من شوق را به تو خواهم آموخت . اگر چيزي زيباتر از اين مي شناختم براي تو ميگفتم ...
آندره ژيد (مائده هاي اسماني)
لينك اعتراض به فقدان حمايتهاي حقوقي و حقيقي لازم از محيطبانان
نوشته شده توسط مرجان اردشیرزاده در پنجشنبه پنجم مرداد 1385 ساعت 11:11 موضوع | لینک ثابت
کبر گنجی ناراضی سرشناس ايرانی که سرانجام بعد از شش سال حبس توام با اعتصاب غذای طولانی، در يک قدمی مرگ، زير تاثير فشارهای بين المللی از زندان آزاد شد، هفته گذشته در لندن نگرانی های خود را با رسانه های بين المللی در ميان گذاشت. گنجی در يکی از اين مصاحبه ها به وضعيت خاص و نگرانی آور يک آزادی خواه ايرانی در شرايط حاضر اشاره کرد. وضعيتی که به نوعی دشواری همه روشنفکری و هواداران دموکراسی در کشورهای پيرامونی است.
به گفته وی در زمانی که تمام توجه جهان به پرونده هسته ای ايران است، و هر جا نام ايران می آيد، خوف جنگ اتمی و گسترش تسليحات اتمی در ذهن مردم اروپا و آمريکا می نشيند، دموکراسی خواهان ايرانی هر گام که در مورد افشای نقص حقوق بشر در کشورشان بردارند ممکن است باعث جلوانداختن حمله نظامی آمريکا و متحدانش به ايران شود. چيزی که ايرانی ها نمی خواهند. گنجی صادقانه می گويد ما در جهت بازگردن راهی هستيم برای گفتگوی آزادی خواهان ايران با صلح دوستان جهان. می خواهيم کاری کنيم که جبهه سومی گشوده شود چون که از مجادله تندروهائی که همزمان در جمهوری اسلامی و در ايالات متحده بر سر کار هستند، سايه جنگ بر سر ايران، منطقه و جهان نشسته است. و در جنگ اول از همه آزادی می ميرد.
هنوز يک هفته از سخن گنجی نگذشته، بلند شدن شعله های جنگ در جنوب لبنان و آغاز دور تازه ای از کشمکش مسلمانان با اسرائيل، نگرانی دموکراسی طلبان ليبرال ايرانی را معنا کرد. حتی قبل از آن که تونی بلر نخست وزير بريتانيا در سخنانی پيرامون وضعيت جديد جنگی منطقه از سوريه و ايران به عنوان عوامل تشديد کننده جنگ نام برد، رسانه های بين المللی گمان زده بودند که دور جديد درگيری های اسرائيل با فلسطينی ها و حزب الله لبنان، دارد چون لکه جوهری پخش می شود و چه بسا راه تازه ای برای جنگ طلبان آمريکا بگشاید برای نزديک شدن به نقشه راه و طرح بازسازی نقشه خاورميانه. راهی که ابتدا از سوريه و بعد ايران می گذرد.
برای اثبات نزديکی و همکاری ايران و حزب الله لبنان، هيچ مدرک تازه ای لازم نيست. اين امر نه پنهانی است و نه کسی انکارش می کند. رهبر حزب الله لبنان هر چند ماه در تهران است و در ديدار با مقامات عالی رتبه ايرانی بارها گفته است که پيرو آيت الله خامنه ای رهبر فعلی جمهوری اسلامی است. هفته گذشته هم وقتی که شيخ حسن نصرالله گفت ما ماجراجو هستيم و امکان داريم که حيفا را با خاک يکسان کنيم و اسرائيل را محو کنيم، کسی از خود نپرسيد يک حزب مسلح با چند پايگاه در جنوب لبنان با کدام امکانات نظامی و مالی و لجستیک چنين بلندپروازی هائی دارد. بلکه بلافاصله فهرست موشک های ساخت ايران، درآمدهای نفتی دو برابر شده در سال گذشته در نظرها آمد و گفته رييس جمهور احمدی نژاد که خواستار محو اسرائيل از نقشه جغرافيا شده بود. چه رسد که روزنامه کيهان – که مدير آن را رهبر جمهوری اسلامی معين می کند و سخنگوی افکار رهبر تندرو جمهوری اسلامی به حساب می آيد - نوشت " ايران اتمی توازن منطقه را به هم ريخته و ديگر انحصار سلاح هسته ای در اختيار اسرائيل نيست."
به همين خاطر روزنامه کارگزاران چاپ تهران که ناشر افکار تکنوکرات های ايرانی است در سرمقاله خود ابراز نگرانی کرد که دور تازه درگيری های خاورميانه، به گذر آرام به سوی دمکراسی در فلسطين، لبنان و سوريه آسيب خواهد رساند. اين روزنامه جنگ فعلی را "جنگ با دموکراسی " خوانده بود، بی آن که نامی از ايران در اين مقاله برده شود خوانندگان ايرانی می دانند که اصلی ترين نگرانی نويسنده اين روزنامه جنبش دموکراسی خواهی ايران هست. همان حرفی که گنجی هفته قبل در لندن گفت.
آيا جنگ تازه که دارد گسترش می يابد و تا به حال لبنان را به کام خود کشيده، سوريه و بعد ايران را هم خواهد بلعيد. آيا کاری که جان بولتون نتوانست در شورای امنيت سازمان ملل انجام دهد و مجوز تحريم اقتصادی و حمله نظامی به ايران را بگيرد، از راه درگير کردن حکومت تندرو دينی ايران در مناقشه خاورميانه دارد عملی می شود. اين سئوال ها در اين چند روز در ذهن روشنفکران ايرانی می گردد، و پاسخی برای آن نمی يابند. به نظر آن ها، در اين دام جديد، نومحافظه کاران آمريکائی بدون نيازی به رای روسيه و چين – که در بحران هسته ای مانع طرح جان بولتون در شورای امنيت سازمان ملل شدند – خواهد توانست به بهانه به خطر افتادن امنيت اسرائيل، ايران را هدف عمليات نظامی آمريکا يا اسرائيل قرار دهند. کاری که نيازی هم به موافقت اروپائی ها ندارد
نوشته شده توسط مرجان اردشیرزاده در سه شنبه سوم مرداد 1385 ساعت 14:6 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

رودخانه دز و پل دزفول
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY