طوفان شن در اهواز

شاید کمی برای نوشتن در این باره دیر باشد راستش فکر نمی کردم اینقدر طول بکشد و همچنان منتظر توضیحی از طرف مقامات محترم بودم!!! دلیل دیگرش هم این بود که هر بار چنان بغض و غم تمام وجودم را می گرفت که کلمات از ذهن و روحم می گریختند. اما با دوباره پا گرفتن این توفان ها که حتی پدربزرگ و حتما پدر پدربزرگ ما خوزستانی ها هم چنین توفان های شنی را به چشم ندیده است باید در این باره می نوشتم. خوزستان امسال تابستان و بهار نداشت حال مثل اینکه مردم صبور این جلگه پاییز را نیز در هوای الوده و پر از میکروب سپری خواهند کرد .کسی در جایی نوشته بود : در اینجا هر نفسی که فرو می رود کوتاه کننده حیات است و شکنجه ی ذات  به این گزارش توجه کنید: این ذرات گرد و غبار با خودشون اورانیوم [استفاده شده در تسلیحات آمریکا] رو از عراق برای ما سوغات میارن که باعث به‌وجود اومدن مشکلات بهداشتی مثله افزایش سرطان٬ نازایی و ناقص‌زایی بانوان٬ مشکلات تنفسی حاد و… می‌شه٬ علاوه بر این٬ این ذرات گرد و غبار به‌دلیل گذر از مناطق جنگی حاوی مواد شیمیایی دوران جنگ هم هستن٬ همین چندروز پیش یکی از آشناهامون حالش بد شد و وقتی به بیمارستان مراجعه کرد دکترا بهش گفتن که بر اثر موادی که توی گرد و غبار چند ماهه‌ی اخیر وجود داشته شیمیایی شده و مثل یه جانباز شیمیایی باید تحت درمان‌های خاص قرار بگیره. دقت کنین که الان حدود ۲۰ سال از پایان جنگ می‌گذره و هنوز خاک اون مناطق تثبیت نشده!

گزارش شبکه خبر :....گرد و غبار با پنج برابر حد مجاز، امروز هم بار دیگر شهرستان های آبادان و خرمشهر را فرا گرفته و شهروندان را خانه نشین کرده است

...عضو کمیته کشوری آسم و آلرژی، نسبت به تاثیر هوای غبار آلود برخی شهرهای استان خوزستان، بر تشدید بیماری آسم هشدار داد

...یراثر گرد و غبار شدید در شهرهای شمال استان خوزستان، بسیاری از مردم این شهرها دچار کاهش دید و عوارض تنفسی شده اند... 

در این توفان ها تقریبا دیدن یک قدمی شما نیز امکان ندارد ادارات مدارس و... تعطیل می شدند و ماشین ها نوربالا به حرکت پر از خطرشان ادامه می دادند.  نوشتن در این باره برایم بسیار دردآور است وقتی می بینم عزیزانم در شن و گردو غبار را به جای اکسیژن تنفس می کنند نفسم بند می آید و قلبم به درد. آیا می توان کاری کرد ؟ چرا سالهای پیش از این توفان ها نداشته ایم؟ چرا رسانه ها صرفا این مساله را به صورت یک خبر عادی پوشش دادند ؟ آیا از عواقب و بیماری هایی که متعاقبا گریبانگیر خوزستان و البته تمام ایران خواهد شد بی اطلاعند ؟

حال یکی یکی پرسش ها رابررسی می کنیم. البته  که می توان با اجرای طرح کمربند سبز که بودجه اش نیز سالهاست وجود دارد!!! 

به گفته برخی از پژوهش گران سالها ی پیش بیابانهای اطراف مالت پاشی می شده که باعث فرو نشاندن گرد و خاک می شده  ِ کاری که در عربستان  آمریکا و سایر کشورهایی که در معرض بیابانها قرار دارند انجام می شده اما سالهای اخیر به گفته برخی از مردم  بودجه این طرح از ایران برداشته شده و برخی دیگر قطع نخلستانهای عراق طی جنگ عراق و آمریکا را دلیلی بر این پدیده مهیب می دانند...

رسانه ها باز هم رسانه ها(رادیو و تلویزیون) ِ البته تفکر و آینده نگری و نگرانی و اهمیت قایل شدن برای مردم سرزمین امری است که هر کسی از پس آن بر نمی آید... آنها از ترس نمی دانم چی حتی به مردم این سرزمین هشدار نمی دادند که چگونه از خود در برابر این خطر محافظت کنند. مردمی که زیر پایشان نفت عبور می کند و ولی از آن بهره ای نمی برند..آنها حتی در این باره به بحث و بررسی نپرداختند چه برسد به راه حل و اعتراض ...آنها صدای مردمند و رسانه ملی ولی صدای بعضی از مردم...

افسوس که نوشداروها در ایران همه پس از مرگ سهراب می رسند اما شاید در این زمانه حتی کسی به فکر نوشدارو نیفتاد که به دنبالش بگردد...

جواب سوال آخر هم که مشخص است مگر می شود گردو غبار با خود بیماری نیاورد!

گاهی فکر می کنم به اندازه کافی صدای خوزستانی ها رسا نیست و یا اینکه این مردم بسیار صبورند و در جایی که نباید صبوری می کنند ولی وقتی وبلاگهایی را که خوزستانی ها می نویسند می گردم  و یا به صحبت های هم استانی هایم گوش می دهم می بینم بسیار بر این اوضاع اعتراض دارند. و چه دردناک می نویسند و می گویند!

ناخودآگاه یاد شعر سعدی می افتم که برای تمام بشریت مصداق دارد:

چو عضوی به درد آورد روزگار / دگر عضوها را نماند قرار

من ایرانی هستم و همه ایران سرای من و عضوی از بدنم هستند...


 

نوشته شده توسط مرجان اردشیرزاده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387 ساعت 12:52 موضوع | لینک ثابت